کابوسی به اسم هدایای تبلیغاتی

کابوسی به اسم هدایای تبلیغاتی

هدایای تبلیغاتی می توانند یک کابوس محیط زیستی باشند ولی در عین حال مؤثرند!

مدیران تبلیغات خردمند چه کار می کنند؟ هوشمندانه و عاقلانه قدم برمی دارند!

 مردیت توماس[۱]، استادیار دانشگاه فلوریدا در خاطرات خود می گوید:

من با مادرم، به واسطه ی شغلش،  به کفرانس های زیادی می رفتم. به همین خاطر همیشه تصویری از کالای تبلیغاتی سرگردان در اطراف خانه در خاطرم مانده. مهم ترین چیزی که از هدایای تبلیغاتی کنفرانس ها می دانم این است: به محض این که به خانه می رسیدم دیگر نمی خواستم شان! در سالن های همایش ، هدایای ردیف چیده شده در گوشه ای از سالن، مثل گنج های افسانه ای دست نیافتنی به نظر می رسیدند ولی به محض اینکه به خانه می رسیدیم، درخشش خودشان را بین وسایل با دقت انتخاب شده ی خانه از دست می دادند و به کالاهایی ارزان و دم دستی تبدیل می شدند.

مشکل “یک بار مصرف بودن” اقلام تبلیغاتی، مشکلی ست که توسط صاحبین خود این صنعت بیان شد و در ادامه کنفرانس ها وکمپین های زیادی نیز برای مرتفع کردن این مشکل به کار گرفته شد. در نوامبر سال ۲۰۱۸ نشریه ی  فست کمپانی [۲](مجله ی تخصصی کسب وکار) با این تیتر چاپ شد  وقت آن رسیده که از کالاهای تبلیغاتی ارزان قیمت دست بکشیم !

تیتر داخل صفحه از این هم تندتر بود:۲۴ میلیارد دلار هزینه  ی هدایای تبلیغاتی، در واقع یک کابوس محیط زیستی ست.فست کمپانی بیان می کند که تمام انرژی ها و منابعی که صرف تولید هدایای تبلیغاتی می شوند سرسام آور  است؛ هدایایی که عموما سرانجام شان سطل زباله است! الیزابت سگرن[۳]، در این مقاله اینطور می نویسد:

 با بررسی سایت های شرکت های تبلیغاتی متوجه شدم، همه ی آن ها بر سر هر چه ارزان تر فروختن با هم رقابت می کنند و کمپانی های مخاطب محصولات آن ها دوست دارند برای هر تعداد مخاطب ممکن از آن ها محصول تبلیغاتی خریداری کنند. به نظر من این قبیل شرکت های تولید کننده ی هدایای تبلیغاتی شبیه فست فشن [۴]های دنیای مد هستند که به روش تولید انبوه محصولات ناماندگاری به واسطه  ی نیروی کار ارزان و غیر متخصص تولید می کنند.

جنجال ها حول این ماجرا بالا گرفت و این صنعت باید راهی برای پاسخگویی پیدا می کرد و در همین حال که برخی صاحبین شرکت های هدایای تبلیغاتی در حال پس زنی اتهامات و انکار بودند، انجمن محصولات تبلیغاتی (PPAI)[5] اعلام کرد  که حفظ محیط زیست یکی از اصلی ترین اصول آن هاست.

علی رغم تمام کمپین ها و کنفرانس ها در نفی هدایای تبلیغاتی، این حقیقت که آن ها بسیار سودمند و ریشه دار، تغییری نکرد. به اعلام واحد تحقیقات PPAI  ۶۵% مدیران مارکتینگ، هدایای تبلیغاتی را در بالا بردن تعداد تماس منجر به فروش بسیار مؤثر می دانند.

بله! این میزان ثمربخشی قابل چشم پوشی نیست.

کمی بعد که همهمه ی پیرامون این موضوع اندکی آرام گرفت، الیزابت سگرن  در مقاله ای جدید به جذابیت هدایای تبلیغاتی اعتراف کرد:

مدتی قبل اشتراک مجله ی نیویورکرز [۶] خودم راغیرفعال کردم ولی اعتراف می کنم، کمی بعد دوباره آن فعال کردم تا کیف های پارچه ای معروف شان برایم ارسال شود.( نیویورکرز یک مجله ی معروف و محبوب آمریکایی ست که در ازای هفته ای ۱ دلار ، مجله + یک کیف پارچه ای برای مشترکین ارسال می کند)

برخی هدایای تبلیغاتی لذت بخش و مطلوبند و حتما سفیران خوبی هم برای برندها خواهند بود؛ اما هنوز هم بسیاری از آن ها راهی سطل زباله می شوند و متعاقبا تأثیری منفی روی برندی که به سختی شکل گرفته است خواهند گذاشت.

چالش هدایای تبلیغاتی بد

اگر هدایای ارسالی، چه ارزان قیمت باشند و چه ارزان قیمت نباشند، به گوشه ای دور از دید رانده شوند، کل این صنعت زیر سؤال خواهد رفت و قطعا تصویر نامطلوبی برای مدیران تبلیغات نیز خواهد بود. کمپانی ها پول و وقت زیادی صرف تکامل برند خود می کنند، از شکل و هویت بصری تا کمپین ها و… ولی فقط یک هدیه تبلیغاتی نا مناسب می تواند پیشینه ی برند را زیر سؤال ببرد و منجر به قطع ارتباط شود.

عدم تعهد برند به ادعاهایی که مطرح کرده در قالب هدایایی که ارسال می کند، همایش هایی که برگزار یا پشتیبانی می کند و در کل تمام ابراز هایش یک تناقض مهلک است. البته شرکت های زیادی وجود دارند که تلاش می کنند تابع قوانین خود و به اصطلاح  شهروند شرکتی[۷]باشند اما گاهی قضیه جور دیگری اتفاق می افتد.  مثلا اگر سازمان شما قائل به حفظ ذخایر نفتی ست، استفاده از بطری های پلاستیکی روی تریبون سخنران ها، ارتباط مخاطب را با شما دچار ایراد می کند. جمله ی معروفی در کسب کار وجود دارد که می گوید، ایونت ها و همایش ها پنجره های شرکت ها هستند. فرصتی مناسب برای اینکه به فعالیت ها ی شرکت نگاه کنید و ببینید چطور به نظر می رسند.  

داستان ها و تداعیاتی که مثلا درباره ی ادعاهای محیط زیستی برند خود مطرح می کنید، باید موثق و همه جانبه باشد. محصولات تبلیغاتی زیادی وجود دارند که در راستای مسئولیت های زیست محیطی شما خواهد بود: خودکارهایی از جنس شاخه ی بامبو و استرس بال هایی به شکل کره ی زمین. البته حواس تان را جمع کنید؛ برخی از این کالا ها به ظاهر به فکر محیط زیست هستند. به اصطلاح صنعت هدایای تبلیغاتی گاهی دست به سبز شویی یا بازاریابی سبز[۸] می زند ؛ به این معنا که به روش های زیادی می تواند یک کالای معاند محیط زیست را طرفدار آن نشان دهد! پس زمان مناسبی را صرف یافتن یک هدیه ی “اخلاقی” کنید!

اما آیا “اخلاقی” بودن هدیه به تنهایی کافی ست؟

این نقطه دقیقا دومین جایی ست که ممکن است ارتباط شما با مخاطب تان قطع شود؛ چرا که ممکن است او هیچ حسی به هدیه ی کاملا “اخلاقی” شما نداشته باشد. این که هدیه روند تولیدی مطلوبی داشته باشد و فاقد تأثیرات منفی گفته شده باشد، به این معنا نیست که حتما با برند شما منطبق است. یک شرکت تولید هدیه ممکن است برای شما اسپینرهایی از پلاستیک بازیافت شده تولید کند، درشرایط تولیدی سالم و با در نظر گرفتن حقوق کارگرها؛ اما آیا این اسباب بازی چرخان با برند شما ارتباط دارد؟ آیا شما واقعا می خواهید که برندتان با یک اسپینر معرفی شود؟ آیا اسپینر سفیر آرکتایپ برند شما هست؟ اگر آرکتایپ شما “سرگرم کننده” است، در این صورت اسپینر انتخاب خوبی برای شماست و در غیر این صورت احتمالا فقط درگیر مد ها و ترندهای موقتی شده اید.

مدیر یک کمپانی معروف هدایای تبلیغاتی امریکایی می گوید:

محبوب ترین محصول ما استرس بال است. شرکت ها با ما تماس می گیرند سفارش استرس بال می دهند؛ در حالی که این محصول اصلا مناسب شان نیست. گاهی بنا به حوزه ی فعالیت شان به آن ها هشدار می دهیم که این هدیه ممکن است به برند آن ها آسیب وارد کند. اما مثلا همین اواخر یک مرکز تحقیقات درباره مشکلات روانی حول محور استرس،  استرس بال هایی به شکل مغز از ما خریداری کرد. خب،انتخاب مناسبی برای حوزه ی فعالیت آن ها بود.

احتمالا بدترین چیزی که هدایای تبلیغاتی بد به وجود می آورند، سطل زباله های مملو از لوگو ست. اسپانسر های همایش ها بر سر اینکه لوگو هایشان روی بوشورها و ساک دستی ها دیده شود، با هم رقابت می کنند؛ اما انتخاب غلط در این جور رویدادها آن ها را فقط وارد رقابت با لیوان های یک بار مصرف قهوه ی روی میزها می کند! “دیده شدن” هدف نهایی شماست و در سطل زباله دیده شدن، احتمالا آخرین چیزی که می خواهید.

کابوسی به اسم هدایای تبلیغاتی

اختلاف نظر ها هنوز باپرجاست و در سیاست برخی کمپانی ها به “مطلقا بدون هدیه” [۹]منجر شده؛ مطلقا بدون هدیه! با همین رویکرد بود که ازعبارت  و مفهوم Unconference   رونمایی شد؛ همایش هایی با هزینه ی کمتر و بدون هدایای تبلیغاتی! کمپانی ها فقط می توانستند اسپانسر غذاها و نوشیدنی ها شوند و البته صندوق امانات!

در ادامه ی اختلاف نظرهای گفته شده شرکت کپیتال وان [۱۰](یک شرکت معروف ارائه دهنده ی کارت های اعتباری) در سال ۲۰۱۸ با کمپین #GoSwagless  شرکت ها را دعوت کرد تا بودجه ی هدایای تبلیغاتی خود را با خرید کارت های اعتباری شرکت برای این کمپین صرف امور خیریه کنند.

اما، علی رغم همه ی این سیاست های حداقلی از سوی شرکت ها، مردم هنوز هم از دریافت چیزهای رایگان لذت می بردند.

مدیر یک شرکت هدایای تبلیغاتی به  عنوان شاهد این مدعا، ویدیویی از گروه بیتلز[۱۱]  منتشر کرد،  گروهی با ارزرش تخمینی ۱٫۲ میلیارد دلار، که سعی داشتند یک تی شرت تبلیغاتی به دست بیاورند.

یکی از مهم ترین اقداماتی که در راستای بهینه کردن هدایای تبلیعاتی برداشته شد، شکل گیری سازمان گواهی استاندارد بود. این سازمان با بررسی تمام جوانب، کیفیت- ایمنی- توجه به محیط زیست و … به شرکت ها گواهی اعتبار می دهد.

 محصولات شرکت های تولید کننده ی هدیه ی دارنده ی این گواهینامه با یک پرایس تگ بزرگ و مشخص از بقیه متمایز می شوند و قیمت ها به طور مصوب به مشتری ها اعلام می شوند. این سوال پیش می آید که، آیا توجه و زمان گذاشتن برای انتخاب محصول بهتر ومتمایز کاری عقلانی ست، وقتی مردم به هر حال در ابتدا از دریافت کالای رایگان خوشحال می شوند؟ پاسخ: بله! چون در نهایت هیچ کس با کالایی که دور می اندازد ارتباط ایجاد نمی کند، حتی اگر رایگان به دستش آورده باشد.

تاد ویور[۱۲] استاد دانشگاه پوینت[۱۳] که مطالعاتی در زمینه ی یکپارچگی فعالیت برندها داشته است، بیان می کند:

افرادی که برای انتخاب هدایای تبلیغاتی همواره با دقت و وسواس به دنبال انتخاب های متمایز هستند، داستانی در ذهن دارند و اینگونه احتمال اینکه مخاطب هدیه را نگه دارد نیز افزایش می یابد.

اگر هدف از ارسال هدایای تبلیغاتی افزایش آگاهی از برند و در ادامه محبوبیت آن نزد مخاطب است، پس بهتر است چیزی به آن ها هدیه دهید که قبلا به عنوان هدیه دریافت نکرده باشند. یک هدیه ی ارزان و عمومی ممکن است این سیگنال را برای مخاطب تان همراه خودش ببرد: شما برای ما ویژه نیستید!

با هدیه ی تبلیغاتی ارسالی تان باید دقیقا مثل یکی از محصولات تولیدی خودتان برخورد کنید. بخش مهمی از هدیه ی شما با هویت و شخصیت مخاطب شما در ارتباط است. دقت کنید، چیزهایی که می خریم و مصرف می کنیم را بر اساس شخصیت و مدل فکری مان انتخاب می کنیم؛ مخصوصا چیزهایی که قرار است در مکان های عمومی مورد استفاده مان قرار بگیرند. این مسئله به خوبی روشن می کند که چرا خیلی از تی شرت های تبلیغاتی در اعماق کمد ها پنهان می شوند تا شاید زمانی به عنوان لباس خواب مورد استفاده قرار بگیرند. ممکن است تی شرت ها آن قدرها هم بد نباشند ولی خب مناسب پوشیدن در مکان های عمومی هم نیستند.

ویور،  به تحقیقی از سوی مرکز مطالعاتی کان [۱۴]در سال ۲۰۱۷ اشاره می کند. در این تحقیق آمده است که، ۶۳% امریکایی ها معتقدند که کمپانی می توانند با فعالیت هایشان به بهبود شرایط اجتماعی و زیست محیطی کمک کنند. مصرف کننده ها به احتمال زیاد به بروشورگزارش های مسئولیت اجتماعی شما توجه چندانی نشان نمی  دهند ولی اگر هدیه ای درراستای مسئولیت اجتماعی تان برایشان ارسال کنید، به خوبی متوجه آن خواهد شد.

انتقال احساس درست

کابوسی به اسم هدایای تبلیغاتی

مصرف کننده دوست ندارد باور کند که فقط ۴۹ سنت، به اندازه ی قیمت یک دفترچه ی یادداشت تبلیغاتی،  برای کمپانی ارزشمند است؛ و البته کمپانی هم نمی خواهد چنین احساسی را منتقل کند، حتی اگر واقعا هدیه ای ارزان قیمت ارسال می کند. همه چیز باید درست و در هم تنیده با استراتژی برند باشد؛ در این صورت هدیه ی ارزان قیمت شما نیز از سوی مخاطب منطقی به نظر خواهد آمد.

مثلا برای یک کمپانی مثل اودا[۱۵]  (تولید کننده ی محصولات ارگانیک مراقبت از مو) یک کیف دستی از جنس مواد بازیافتی انتخاب مناسبی نیست؛ جنس کیف دستی باید، مثلا، کتان باشد. اگر قرار باشد برای یک شرکت بازیافت پلیمر هدیه  ی تبلیغاتی در نظر بگیریم، کیف دستی های بازیافتی انتخاب خوبی خواهد بود.

اما همه ی شرکت های درخواست دهنده ی هدایای تبلیغاتی، به بزرگی اودا نیستند و طبیعی ست که مدیران تبلیغات آن ها صدای آژیرROI[16]  (بازگشت سرمایه) را مدام نزدیک گوش خود بشنوند و در این صورت، بودجه ی اختصاص یافته برای هدایای تبلیغاتی نیز متوجه آن خواهد شد. به همین دلیل مدیران تبلیغات به خرید ۳۰۰ خودکار ۵۹ سنتی رضایت می دهند.

مدیران موفق از بودجه ی کم به این صورت استفاده می کنند: ارسال هدیه برای افراد کمتر و در مقابل انتخاب هدیه ای مطلوب و با کیفیت تر. این طرز فکر وجود دارد که باید به هر کسی که قدم به غرفه ما می گذارد هدیه بدهیم یا مثلا به هر کارمند جدیدی که استخدام می شود باید یک تی شرت با لوگو شرکت بدهیم! اما در واقع بهتر است در صورت کمبود بودجه، با انتخاب های هوشمندانه، اوضاع را سر وسامان بدهید.

واقعیت دیگر این است، رقابت تند و شدید بین شرکت های هدایای تبلیغاتی بر سر قیمت پایین تر، معمولا به این معناست که، قیمت به کیفیت ارجحیت دارد! در مقاله ای از سایت پرومو مارکتینگ[۱۷] آمده “شرکت های کوچک نمی توانند از محصولات ارزان قیمت و پروموشن های شرکت های هدایای تبلیغاتی، بدون نگرانی، چشم پوشی کنند”

اگر به هدایای ارسالی به عنوان عنصر مرکزی استراتژی های تبلیغاتی خود نگاه کنید، همه چیز حل شدنی ست. زمان بدهید تا مدیران تبلیغات شما اتصال بین برند، استراتژی تبلیغاتی و هدیه شما را به خوبی و با هزینه ی مطلوب برقرار کنند.

برای مثال برند پاتاگونیا[۱۸]( یک برند تولید کننده ی لباس) برای رونمایی از لاین جدید خود-لباس کار- مدادهای خراطی شده ای را به عنوان هدیه ی معرفی برای مخاطبان خود در نظر گرفت. /لباس کار___مداد خراطی شده/ محصولی که باید در کارگاه و به صورت دستی تولید شود. این هدیه هم ارزان قیمت و هم به شکل معناداری در خدمت محصول جدید آن ها بود.

مردیت توماس (ابتدای مقاله) که حالا دیگر خودش هم در کنفرانس های  زیادی شرکت می کند و هم کنفرانس های زیادی برگزار می کند، برای برگزاری  یک رویداد در فلوریدا در ماه می، ارزش و اهمیت زیادی برای هدیه قائل شده است. تیم او یک چتر به عنوان هدیه در نظر گرفته اند و دلیلش هوای بارانی فلوریدا در آن وقت سال است. البته که دریافت چترها اختیاری ست و قرار نیست چیزی به کسی تحمیل شود  و در نتیجه کسی به دریافت آن ها تمایل نشان خواهد داد که به کاربری آن ها نیاز دارد. توماس در نظر دارد که لوگوهای پرینت شده روی چترها کوچک باشند تا دریافت کننده ها بتوانند به راحتی از آن ها در مکان های عمومی استفاده کنند؛ بدون اینکه حس کنند شبیه یک بیلبورد تبلیغاتی اند.

متفاوت هدیه دهید

بسیاری از کمپانی ها هدایای تبلیغاتی را حیاتی می دانند؛ قابل پیگیری و Instagrammable! یعنی می توانند محتوای خوبی برای نشر در اینستاگرام باشند، هم از سوی کمپانی و هم از سوی دریافت کننده های هدیه.

دنیل بسکین[۱۹]  بنیانگذار برندد فروت [۲۰]و اینکول هلمتز [۲۱]در جایی منتشر کرده است:

به جشن باربیکیو یکی از دوستانم به مناسبت فروش پلتفرم اش به ورد پرس [۲۲] دعوت شدم و به عنوان هدیه، آووکائو هایی با لوگو اسکرول کیت [۲۳](پلتفرم فروخته شده) همراه خود به مهمانی بردم. اواسط مهمانی متوجه شدم، مردم با آووکادو ها عکس می گیرند و در اینستاگرام پست می کنند. پیش خودم گفتم، این ها واقعا هدایای خوبی هستند! مردم واقعا این آووکادو هارا دوست دارند ولی دلیل اینکه از آن ها عکس می گیرند این است که، ترکیب نوآورانه ای ست. پس احتمالا برای تبلیغات نیز انتخاب خوبی خواهند بود؛ چون نیازی نیست آن ها را با خود به خانه ببرند و قرار نیست جایی را در قفسه اشغال کنند و در عین حال بسیار جذاب خواهند بود.

بسکین،  یک کارآفرین است و اولین تجربه ی او شرکت اینکول هلمتز بود؛ با ایده ی چاپ روی سطوح کروی؛ و چه چیزی بهتر از کلاه موتور سواری!

بعد از اینکه او نتیجه ی چاپ روی آووکادو ها را دید، کاستوم آووکادوز [۲۴]را در سال ۲۰۱۶ لانچ کرد و مدتی بعد با تعمیم چاپ به میوه ها ی دیگر و سبزیجات نام برند را به برندد فروت تغییر داد.

کابوسی به اسم هدایای تبلیغاتی

او جذابیت برندد فروت را به دو نکته منوط می داند:

اول اینکه،  کمپانی ها دوست دارند در عین صرفه جویی در هزینه ها، به مشتریان خود هدایای فیزیکی بدهند.

و دوم، جذابیت همگانی خوراکی هاست؛ مردم عاشق پرتقال و آووکادو هستند! هدیه دادن میوه متفاوت است از هدیه دادن ،مثلا، عینک دودی؛ شاید همه به عینک دودی نیاز نداشته باشند یا شاید عینکی که شما به آنها هدیه می دهید اصلا مناسب صورتشان نباشد!

میوه های بسکین همه از منابع محلی تهیه می شوند. او میوه ها را جوری بسته بندی می کند که ضمن عدم آسیب پذیری، به کم ترین متریال ممکن نیاز داشته باشد. او به مصرف گرایی در پروسه ی تولید و ارسال آگاه است و معتقد است، عدم مصرف گرایی در این صنعت فقط به این معنا نیست که مخاطب هدیه ی شما را دور نیاندازد، بلکه صرفه جویی می تواند در تمام مراحل تولید، نمونه سازی، کنترل کیفیت، بسته بندی و… اتفاق بیافتد.

هزینه ی هر آووکادو حدودا ۵ دلار است و ممکن است کمی گران تر از یک دفترچه باشد ولی حتما تأثیر بهتری روی مخاطب خواهد داشت، چون تا به حال چنان چیزی دریافت نکرده.

بسکین بیان می کند:

من به کنفرانس ها و همایش های زیادی می روم و معمولا دفترچه و خودکار هدیه می گیرم؛یعنی چیزهایی که چند مدل از هر کدام را دارم و جدا از آن به دفعات هم هدیه گرفته ام!

با شخصی صحبت می کردم که ۲۵ سال مسئول بررسی و انتخاب هدایای تبلیغاتی شرکت ها بوده؛ “ما به ندرت چیزجدیدی در صنعت هد ایای تبلیغاتی می بینیم و از دیدن چیزهای جدید واقعا شگفت زده می شویم. هیچ کس تا به حال روی میوه لوگو چاپ نکرده بود!”

جدا از تجربه های جذابی که میوه های چاپ شده در فضای مجازی برای برند ما ایجاد کرد ( به خاطر همان Instagrammable بودن شان) این محصولات با اقبال برگزار کننده های همایش ها و رویداد ها هم قرار گرفت.

مثلا به سفارش یک کمپانی تولید کننده ی لیکور، دستور تهیه ی یک کوکتل را روی تعداد زیادی گریپ فروت چاپ کردیم. کمپانی گریپ فروت های چاپ شده را در بارها به طور رایگان در دسترس مردم قرار داد تا هرکسی بتواند یکی از آن ها را با خود به خانه ببرد و طبق دستور چاپ شده، با خود گریپ فروت ها یک کوکتل تهیه کند.

هدایای تبلیغاتی دیجیتال

شرکت خدمات دیجیتال ایونت فارم [۲۵]راهکاری ارائه داد برای اینکه ارتباط بین اسپانسر ها و شرکت کننده ها حتی بعد از برگزاری همایش نیز پررنگ بماند؛ یعنی دقیقا جایی که هدایای فیزیکی معمولا فراموش شده به حساب می آیند.

رایان کاستلو[۲۶] هم بنیانگذارایونت فارم می گوید:

همانطور که برای جشن اتفاقات مهم زندگی، مثل جشن ازدواج، امروزه دعوت نامه های دیجیتال ارسال می شوند، برای همایش ها و کنفرانس ها هم می توانیم به صورت دیجیتال عمل کنیم؛ سریع و کم هزینه!

پلتفرم هایی بر همین اساس شکل گرفتند و ای وایت[۲۷] (مربوط به ایونت فارم) مثال خوبی برای آن هاست. این پلتفرم ضمن انجام خدمات قبل از همایش، مثل ارسال دعوتنامه، از شرکت کنندگان درخواست می کرد تا در صورت تمایل عکس های مربوط به همایش را در سایت ای وایت  آپلود کنند.

ایونت فارم محصولی به نام دیوار هدایای دیجیتال[۲۸] هم داشته. جایی که در آن مخاطبین می توانند با وارد کردن آی دی  خود، محتوای دیجیتالی اختصاصی مثل ویدیو، کوپن و …دریافت کنند. اینکه افراد می توانند از سوی یک کمپانی محتوای اختصاصی دریافت کنند، باعث افزایش محبوبیت برند نزد آن ها می شود.

کاستلو می گوید:

ما از این طریق موفق به افزایش آگاهی از برند و استحکام رابطه ی مشتری و کمپانی سفارش دهنده شدیم، دقیقا همان هدفی که همایش ها و کنفرانس ها به دنبال آن هستند؛ و نه فقط اینکه مخاطب ها با ساک دستی های لوگو خورده از سالن خارج شوند. علاوه بر این هدایای دیجیتال برای مخاطب جوان نیز جذاب تر خواهد بود؛ فکر کنید مخاطبین کواچلا[۲۹] (یک فستیوال  سالانه ی موسیقی) و موزه ی بستنی[۳۰] (موزه ی بستنی در منهتن) از یک بطری آب معدنی لوگو خورده بیشتر لذت می برند یا یک محتوای دیجیتال جذاب که بتوانند در اینستاگرام به اشتراک بگذارند؟

ایونت فارم   درحال آماده سازی یک پلتفرم دیگر نیز هست، چیزی مثل یک بانک دیجیتال. بانکی که تمام هدایای دیجیتال شما را در خود ذخیره می کند؛ همه محتواهای دیجیتال شخصی سازی شده و تمام اتفاقاتی که ممکن است به هر دلیلی در زمان خودش از دست شان داده باشید. هدف این شرکت از لانچ کردن این پلتفرم این است که خیال کمپانی ها را راحت کند: مخاطب هیچ چیزی از سوی شما را از دست نخواهد داد و علاوه بر آن هر زمان که بخواهد قادر به مرور محتوا های گذشته خواهد بود؛ یادآوری! در واقع این پلتفرم جایی ست که شما می توانید به مخاطب چیزی را که بیش از همه چیز رویش تاکید دارید، نشان بدهید.

در واقع همه چیز باید به سمتی پیش برود که صحبت ها ،به طور البته، حول برند شما تقویت شود؛ و این عامل مؤثری در افزایش محبوبت برند شما خوهد بود.

 

نویسنده: Sarah Steimer

مترجم: مهرگان زارعی

Ama.org

 


[۱] Meredith Tomas

[۲] Fast Company

[۳] Elizabeth Segran

[۴] Fast Fashion

[۵] Promotional Products Association International

[۶] The New Yorkers

[۷] Corporate Citizen

[۸] Green Washing

[۹] No Giveaway At All

[۱۰] Capital One

[۱۱] Beatles

[۱۲] Todd Weaver

[۱۳] Point

[۱۴] Cone Communications CSR Study

[۱۵] Aveda

[۱۶] Return Of Investment

[۱۷] Promo Marketing

[۱۸] Patagonia

[۱۹] Danielle Baskin

[۲۰] BrandedFruit.com

[۲۱] Inkwell Helmets

[۲۲] wordPress

[۲۳] Scroll Kit

[۲۴] Custom Avocados

[۲۵] Event Farm

[۲۶] Ryan Castello

[۲۷] Evite

[۲۸] Digital Gifting Wall

[۲۹] Coachella

[۳۰] Icecream Museum

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *